![]() |
![]() |
|
| من یک مسافرم یک دریانورد و هر روز منطقه ای بکر در قلمرو روحم کشف می کنم . |
|
هیچ می دانی ؟ زندگی ساعت تفریحی نیست . که فقط با بازی ٬ یا با خوردن آجیل و خوراک بگذرانیم آن را هیچ می دانی آیا ٬ ساعت بعد چه درسی داریم ؟ زنگ اول دینی ٬ آخرین زنگ حساب ... "دلنوشته از سلمان هراتی "
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 9:11 توسط مونس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هنگامیکه عشق به شما اشارتی کرد از پی اش بروید
هرچند راهش سخت و ناهموار باشد هنگامیکه با بالهایش شما را در بر می گیرد تسلیمش شوید گرچه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروحتان کند . وقتی با شما سخن می گوید باورش کنید گرچه ممکن است صدایش رویاهاتان را پراکنده سازد زیرا عشق همان گونه که تاج بر سرتان می گذارد به صلیبتان می کشد . عشق شما را همچون بافه های گندم برای خود دسته می کند . می کوبدتان تا برهنه تان کند . سپس غربالتان می کند تا از کاه جداتان کند . آسیابتان می کند تا سپید شوید . ورزتان میدهد تا نرم شوید . آنگاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا برای ضیافت مقدس خداوند نانی مقدس شوید . |
|
RSS
|