![]() |
![]() |
|
| من یک مسافرم یک دریانورد و هر روز منطقه ای بکر در قلمرو روحم کشف می کنم . |
|
فریاد بارانی تنهاترین نخل در کویر ٬ زیباترین ترانه برای دلتنگیهای آسمان است .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:40 توسط مونس |
|
|
زمان : نیمه شب مبعث مکان : مقابل پنجره فولاد ..... زنی که شفا گرفته بود و صدای نقاره ها که لابلای صدای جمعیت گم شده بود .....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 0:5 توسط مونس |
|
|
گلدسته ات کهکشانی است که سیاهی شب را تکذیب می کند پیرامون تو همه چیز بوی ملکوت می دهد : کاشی های ایوانت و این سوال همیشه که چگونه میتوان آسمانها را در مربعی کوچک خلاصه کرد و پنجره فولاد التماس های گره خورده و بغض هایی که پیش پای تو باز می شوند ... " آرش شفاعی "
دارم میرم به امید یه هفته آرامش.... حلال کنید
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:59 توسط مونس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هنگامیکه عشق به شما اشارتی کرد از پی اش بروید
هرچند راهش سخت و ناهموار باشد هنگامیکه با بالهایش شما را در بر می گیرد تسلیمش شوید گرچه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروحتان کند . وقتی با شما سخن می گوید باورش کنید گرچه ممکن است صدایش رویاهاتان را پراکنده سازد زیرا عشق همان گونه که تاج بر سرتان می گذارد به صلیبتان می کشد . عشق شما را همچون بافه های گندم برای خود دسته می کند . می کوبدتان تا برهنه تان کند . سپس غربالتان می کند تا از کاه جداتان کند . آسیابتان می کند تا سپید شوید . ورزتان میدهد تا نرم شوید . آنگاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا برای ضیافت مقدس خداوند نانی مقدس شوید . |
|
RSS
|